![]()
از روز اول که ما در سال ۱۳۷۶ متولد شدیم، داستان اینکه “کی از بین میره و کی میمونه” وجود داشت. همه می خواستند بدانند که بالاخره ملخی ها شون رو باید زود تر آب کنند برود یا اینکه چند سال دیگر هم می توانند از آن استفاده کنند. جالب اینکه آن ملخی ها ماند و ما ماشین دیجیتال زایکن را کنار خیابان گذاشتیم کسی هم برنداشت.
اما خوب شد شانسی شانسی، من این پیش بینی را در یک مصاحبه توی مجله صنعت چاپ کرده بودم.
در هر حال به خوانندگان بی شمار این وبلاگ سلام عرض میکنم و معذرت می خواهم که هنوز هیچ چی نشده صحبت از مرگ کرد.
همگی سلام باشید.
1 نظر براي “سلام”